پیل یا نخیل؛ آیا مسئله این است!

پس از پایان «نمایشگاه کتاب تهران، بدون سانسور» در لندن، نقد و نظرهای فراونی از جانب مخاطبین و نویسندگان همراه بدست ما رسیده است. نقد و نظرهایی منصفانه، دلسوزانه و از باب نصحیت و همراهی.  
برخی از نقدها پیش تر مورد توجه همکاران ما قرار گرفته بوده است هر چند که نظرات دریافت شده از جانب نویسندگان و مخاطبین، از روش استدلال متفاوتی برخوردار است.

نمایشگاهی بدون خط ویژه مترو، بن دانشجویی و حضور مقامات

هشت موسسه نشر و آموزش در تاریخ ششم و هفتم ماه می، همزمان با برگزاری «نمایشگاه کتاب تهران»، در لندن گرد هم آمدند تا «نمایشگاه کتاب تهران، بدون سانسور» را تجربه کنند. بدیهی است که هر گونه مقایسه بین نمایشگاه کتاب تهران و نسخه بدون سانسورش در لندن، میتواند به نتایجی خطا منجر شود و ارزش گذاری نامناسبی را ایجاد کند، اما:

دماوند یک آتشفشان خفته است؛ نه مرده

یک:
بهمن دارالشفایی دوست نزدیک من نیست. شاید بشود گفت که بیشتر شبیه یک رفیق است. او را سال‌ها پیش تنها یکبار در لندن دیده‌ بودم. برای مدتی شاید کمتر از نیم ساعت که با دوست مشترکی قرار داشت و من طفیلی معاشرت آنها بودم. همین. نه با هم خندیده‌ایم. نه بحث کرده‌ایم. نه مست کرده‌ایم. نه دعوا و نه حتی آرزو!

مطالعه یا جستجو، مسئله این است!

در تعاریف موجود، سواد رابطه مستقیمی با مطالعه دارد و آدم باسواد کسی است که کتابهای زیادی را مطالعه کرده است. اما امروزه با نسلی سروکار داریم که به دلیل عدم عادت به مطالعه باسواد نیستند؛ اما نسبت به جامعه و پیرامون خود آگاه هستند و این آگاهی را از طریق موتورهای جستجو در اینترنت بدست می آوردند. 

چرا و چگونه غلط بنویسیم!

فضای آنلاین و شبکه‌های اجتماعی زمینه‌ی مناسبی را ایجاد کرده‌اند تا نهضت غلط نویسی! ایجاد شده و بتواند تداوم پیدا کند. سوال اصلی این است که چرا و چگونه غلط بنویسیم؟

رابطه اینستاگرام و نیسان آبی!

ماشین نیسان آبی در فرهنگ مصرفی ما نماد یک وسیله نقلیه چند منظوره است که در مناطق غیرشهری میتواند نقش وانت‌بار، سواری، مینی‌بوس و گاهی تراکتور را همزمان ایفا کند. دلیل این چند منظوره بودن به تنوع نیاز آدمها در برابر دسترسی محدود و امکانات کم مربوط میشود.

چرا در فیلمهای ایرانی کسی کتاب نمیخواند؟

پاسخ به این سوال ساده که چرا در فیلمهای ایرانی کسی کتاب نمیخواند میتواند از چند زاویه بیان شود اما فارغ از نحوه استدلال و نگرش، تمامی پاسخها غم انگیز خواهند بود. 

باید از کارگردان های فرهیخته ی سینما ایران پرسید که چرا هیچکدام از شخصیتهای فیلمهای شما کتاب نمیخوانند. مخصوصا آن دسته از کارگردان ها که خود اهل مطالعه کتاب هستند! مثلا مسعود کیمیایی، ابراهیم حاتمی کیا، رخشان بنی اعتماد، اصغر فرهادی، تهمینه میلانی و ...